امام جواد سلام الله عليه :

إيّاكَ ومُصاحَبَةَ الشِّرّيرِ، فَإِنَّهُ كَالسَّيفِ المَسلولِ يَحسُنُ مَنظَرُهُ ويَقبُحُ أثَرُهُ؛
از همنشينى با شرور بپرهيز؛ چرا كه مانند شمشير آخته، خوشْ منظر و زشتْ اثر است
حكمت نامه جوان ص 217
 
مراسم شرح و قرائت زیارت جامعه کبیره ماه جمادی الثانی
»زمان برگزاری: جمعه 19 بهمن 1397 از ساعت 19
» محل برگزاری: خیابان ایران، ابتدای خیابان شهید مهدوی پور(بازارچه سقاباشی) حسینیه علی ابن موسی الرضا علیه السلام
 


به مناسبت هفتم ذیحجه شهادت امام باقر علیه السلام چاپ
نوشته شده توسط حاج علیرضا بکایی  /  يكشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۹

این دو غریبه را بیرون کن !


بد جوری تو خودم بودم ؛ کسل و بی حال . مرتب بد می آوردم و انگیزه هیچ حرکت و کار مثبتی نداشتم . می دانستم حال خوبی ندارم ، اما نمی فهمیدم سر منشاء این چیزها کجاست و چرا این قدر به گرفتاری مبتلا می شوم ...

در این جور مواقع زود به حاج آقای مسجد که انسانی شریف ، متواضع و اهل معنویت بود ، مراجعه می کردم ؛ درست مثل وقتی که هنگام بیماری به دکتر می رفتم . مثل هر دفعه حاج آقا مرا با روی خوش پذیرفت . گفت : چی شده پسرم ؛ اتفاقی افتاده ؟

گفتم : حاج آقا ، حالم بد است . مرتب بد می آورم ؛ از این چاله در می آم ، تو یه چاله بزرگ تر می افتم . حال و حوصلة هیچ کاری رو ندارم . نمی دونم چرا این طوری شده ام .

حاج آقا لبخندی زد و گفت : چه جالب !

با تعجب گفتم : جالب ؟!

حاج آقا گفت : حال شما رو نمی گم . اتفاقاً قبل از آمدن شما حدیثی از امام باقر علیه السلام می خواندم ؛ اونو می گم چه جالب !

گفتم : میشه بیشتر توضیح بدین ؟

گفت : بله عزیزم . جالب بودنش به این است که حدیث دقیقاً مربوط به حالات شماست ؛ انگار قبل از این که شما بیایید و حال خودتون را شرح بدین ، خداوند دوای درد شما رو در این حدیث به من نشان داد تا من هم به شما بگویم .

گفتم : من هم مشتاق شدم ؛ بفرمایید استفاده کنیم .

حاج آقا گفت : امام باقر علیه السلام می فرماید : «مراقب باش کسالت و دلتنگی به سراغ تو نیاید . چون این دو ، کلید همه بدی ها هستند . کسی که کسل و بی حال می شود هیچ حقی را ادا نمی کند ، و هر کس که دلتنگی و بی حوصلگی را به خود راه دهد ، تحمل هیچ حقی را ندارد ... »(1)

همین طور که گوش می کردم ، حاج آقا گفت : سعید جان ، تا حالا دیده ای که یک غریبه مثلاً داخل خانه شما شود ؛ در این موقع شما و هر کس دیگر فوراً یقه او را می گیرید و می گویید : تو کی هستی ؟ چه طوری وارد خانه ما شدی ؟ و فوراً آدم احساس می کند که او دزد است و آمده تا خانه را خالی کند . ببین عزیزم ! کسالت و دلتنگی و بی حوصلگی ، غریبه هایی هستند که از جانب شیطان وارد خانه دل من و شما می شوند . اگر حواسمان نباشد و فوراًیقه اش را نگیریم و بیرونش نکنیم ، خانه من و شما را خالی می کند ؛ از چه ؟ از ایمان ؛ از معرفت ؛ انگیزه ، شوق ، حس مسئوولیت ، انجام وظیفه و ...

خوب دقت کن ! امام باقر علیه السلام فرمود : کسالت و بی حوصلگی «کلید همة بدی هایند».

سعید جان ، اگر دنبال «سر منشاء» حالات بد و به قول خودت «بد بیاری» هایت می گردی ، سر منشاء یا بفرمایش امام پنجم «کلید» همه این ها ، کسالت و بی حوصلگی است . بلند شو ، این دو تا غریبه را از خانه دلت بیرون کن ، تا کارهایت رو غلطک بیفتد !

... مثل همیشه حرف های حاج آقا آرامم کرد و راه را نشانم داد ؛ و این بار ، قربان امام پنجم بروم که به برکت ایشان مشکلم برطرف شد .

(1) منتهی الامال ، فصل 7 ، باب 4

 

بد جوری تو خودم بودم ؛ کسل و بی حال . مرتب بد می آوردم و انگیزه هیچ حرکت و کار مثبتی نداشتم . می دانستم حال خوبی ندارم ، اما نمی فهمیدم سر منشاء این چیزها کجاست و چرا این قدر به گرفتاری مبتلا می شوم ...

در این جور مواقع زود به حاج آقای مسجد که انسانی شریف ، متواضع و اهل معنویت بود ، مراجعه می کردم ؛ درست مثل وقتی که هنگام بیماری به دکتر می رفتم . مثل هر دفعه حاج آقا مرا با روی خوش پذیرفت . گفت : چی شده پسرم ؛ اتفاقی افتاده ؟

گفتم : حاج آقا ، حالم بد است . مرتب بد می آورم ؛ از این چاله در می آم ، تو یه چاله بزرگ تر می افتم . حال و حوصلة هیچ کاری رو ندارم . نمی دونم چرا این طوری شده ام .

حاج آقا لبخندی زد و گفت : چه جالب !

با تعجب گفتم : جالب ؟!

حاج آقا گفت : حال شما رو نمی گم . اتفاقاً قبل از آمدن شما حدیثی از امام باقر علیه السلام می خواندم ؛ اونو می گم چه جالب !

گفتم : میشه بیشتر توضیح بدین ؟

گفت : بله عزیزم . جالب بودنش به این است که حدیث دقیقاً مربوط به حالات شماست ؛ انگار قبل از این که شما بیایید و حال خودتون را شرح بدین ، خداوند دوای درد شما رو در این حدیث به من نشان داد تا من هم به شما بگویم .

گفتم : من هم مشتاق شدم ؛ بفرمایید استفاده کنیم .

حاج آقا گفت : امام باقر علیه السلام می فرماید : «مراقب باش کسالت و دلتنگی به سراغ تو نیاید . چون این دو ، کلید همه بدی ها هستند . کسی که کسل و بی حال می شود هیچ حقی را ادا نمی کند ، و هر کس که دلتنگی و بی حوصلگی را به خود راه دهد ، تحمل هیچ حقی را ندارد ... »(1)

همین طور که گوش می کردم ، حاج آقا گفت : سعید جان ، تا حالا دیده ای که یک غریبه مثلاً داخل خانه شما شود ؛ در این موقع شما و هر کس دیگر فوراً یقه او را می گیرید و می گویید : تو کی هستی ؟ چه طوری وارد خانه ما شدی ؟ و فوراً آدم احساس می کند که او دزد است و آمده تا خانه را خالی کند . ببین عزیزم ! کسالت و دلتنگی و بی حوصلگی ، غریبه هایی هستند که از جانب شیطان وارد خانه دل من و شما می شوند . اگر حواسمان نباشد و فوراًیقه اش را نگیریم و بیرونش نکنیم ، خانه من و شما را خالی می کند ؛ از چه ؟ از ایمان ؛ از معرفت ؛ انگیزه ، شوق ، حس مسئوولیت ، انجام وظیفه و ...

خوب دقت کن ! امام باقر علیه السلام فرمود : کسالت و بی حوصلگی «کلید همة بدی هایند».

سعید جان ، اگر دنبال «سر منشاء» حالات بد و به قول خودت «بد بیاری» هایت می گردی ، سر منشاء یا بفرمایش امام پنجم «کلید» همه این ها ، کسالت و بی حوصلگی است . بلند شو ، این دو تا غریبه را از خانه دلت بیرون کن ، تا کارهایت رو غلطک بیفتد !

... مثل همیشه حرف های حاج آقا آرامم کرد و راه را نشانم داد ؛ و این بار ، قربان امام پنجم بروم که به برکت ایشان مشکلم برطرف شد .

(1) منتهی الامال ، فصل 7 ، باب 4

 
دانلود کتاب ره توشه مناجاتیان حاج علیرضا بکایی