امام جواد سلام الله عليه :

إيّاكَ ومُصاحَبَةَ الشِّرّيرِ، فَإِنَّهُ كَالسَّيفِ المَسلولِ يَحسُنُ مَنظَرُهُ ويَقبُحُ أثَرُهُ؛
از همنشينى با شرور بپرهيز؛ چرا كه مانند شمشير آخته، خوشْ منظر و زشتْ اثر است
حكمت نامه جوان ص 217
 
مراسم شرح و قرائت زیارت جامعه کبیره ماه ربیع الثانی
»زمان برگزاری: جمعه 23 آذر 1397 از ساعت 18:30
» محل برگزاری: خیابان پیروزی، خیابان سوم نیروهوایی فرعی 3/36
 


چهارم شعبان میلاد حضرت عباس علیه السلام چاپ
نوشته شده توسط حاج علیرضا بکایی  /  پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۵۸

تا چه کسی مرد میدان باشد !

روز چهارم شعبان سالروز میلاد فرخنده حضرت اباالفضل العباس علیه السلام بود و من داشتم فکر می کردم کدامیک از خصوصیات آن حضرت می تواند برای امروز ما درس باشد ؛ درسی راهبردی و کاربردی .

دیدم اینکه آن حضرت دست از امام و رهبرش بر نداشت و در سخت ترین شرایط امامش را تنها نگذاشت خصوصیت مذکور را دارد . پیش خود گفتم : راستی هر یک از ما تا کجا حاضر است دست از نظام و اسلام و انقلاب و رهبر خود بر نداریم ؟ و آیا از خود آن قدر مطمئن هستیم که در این امتحان الهی ، سرافراز بیرون بیاییم ؟

به خود گفتم : آیا حضرت اباالفضل علیه السلام هم در این زمینه امتحان شد ؟ اول گفتم : این چه حرفی است که می زنی ؟! مگر شخصیتی مثل ایشان نیاز به امتحان شدن دارند ؟ معلوم است که ایشان چنین نیازی ندارند. اما بعد دیدم خیر ! خداوند ایشان را هم امتحان کرده ؛ و یا لااقل صحنه هایی را در تاریخ به وجود آورده تا وفا و ایمان و صلابت و شکوه ایمان آن حضرت را به رخ ما بکشد ، که اگر عباس علیه السلام «عباس» شد ، برای چه بوده است . یکی در شب عاشورا بود که شمر به آن حضرت پیشنهاد امان نامه داد ؛ که : عباس ! اگر به طرف ما بیایی ، در امانی و مال و جان و مقام و عزت دنیایی ات محفوظ خواهد بود .

و یکی هم باز در همان شب عاشورا و در خیمه امام حسین علیه السلام بود وقتی که آن حضرت ، به همه ، حتی به ایشان هم فرمود : همه بروید ! و عباس علیه السلام اولین نفری بود که بلند شد و اظهار وفاداری کرد و دیگران هم با تاسی به ایشان بلند شدند و ابراز وفاداری کردند . بعد ، به خود گفتم : آری ، خدا از عباس هم امتحان به عمل آورد ! راستی اگر خدا این امتحان را از ما هم به عمل آورد ، ما تا کجا ایستاده ایم و تا کجا مرد فداکاری هستیم ؟

سپس گفتم : مگر تو تا به حال فداکاری های این امت ، خصوصاً در هشت سال دفاع مقدس را ندیده ای که آن گونه به پای حرف رهبر خود ایستادند و از اسلام و انقلاب دفاع کردند ؟ و مگر در مواقع دیگر ، مانند فتنه 88 و امثال آن راندیدی ؟

اما مجدداً به خود گفتم : مرد حسابی ! آری حرفت درباره این ملت درست است ؛ اما تو خودت چه کاره ای ؟ آیا تو مرددر میدان ایستادن و فداکاری هستی ؟ آیا حاضری در موقع لازم ، از همه چیز خود بگذری ؟آیا آماده ای پای ارزشهای دینی بایستی ؟ این ، مهم است !عباس دراطاعت از امام زمانش ازجان خود گذشت ؛آیا توهم که ادعای انتظارداری ،ومنتظرصبح موعودی رابطه ات را با امام زمانت تعریف کرده ای؟!

تو ، اگر عباس علیه السلام را دوست داری و برای او سینه می زنی و اشک می ریزی ، آیا حاضری به او اقتدا بکنی ؟ آیا مثل یک مرد می توانی بایستی و بگویی :

هان ! ای عباس ! مبادا از دشمن بترسی !

و سپس جواب دهی : اگر دست ها و بند بند وجودم را نیز از هم قطع کنید ، من هرگز از دینم و از رهبر و اماممدست بر نخواهم داشت ؛ آیا حاضری؟!

 

دیدم عباس علیه السلام ، و دین و مکتب و وفا و صفا و عظمت و شکوه عباس چه گونه در متن و زندگی و راه ما ساری و جاری است ؛ و "مساله روز ماست" !

و دیدم چه زیبا ، راه عباس برای همین امروز ما نیز چه زیبا در مقابل مان ترسیم شده ، و "مرد راه" می طلبد! تا چه کسی مرد میدان باشد !

 
دانلود کتاب ره توشه مناجاتیان حاج علیرضا بکایی